یادداشت میدانی #۰۰۲
در ابتدا فکر میکردم دقت رنگ در خروجی VTO، عمدتاً یک مسئله مهندسی است.
اما طولی نکشید که فهمیدم اشتباه میکردم.
هنگام کار با محصولات بینالمللی که مستندات قوی و استانداردی دارند، کالیبراسیون رنگ امکانپذیر بود.
به لطف :
-نمونههای رنگی مرجع (Swatches) .
-عکسهای حرفهای .
-سالها مقایسه و تجربه کاربران .
اما وقتی سراغ محصولات داخلی رفتم، همهچیز تغییر کرد.
برخی محصولات هیچ نمونه رنگ قابل اعتمادی نداشتند.
بعضی کدهای رنگ محصولات با رنگ واقعی آنها همخوانی نداشت.
گاهی اوقات عکسهای مشتریان با هر دوی اینها مغایرت داشت.
به واقعیت تلخی پی بردم:
هیچ موتور رندری نمیتواند قابل اعتمادتر از دادههای پشت آن باشد. تکنولوژی میتواند نحوه نمایش را بهبود ببخشد؛ اما نمیتواند مراجع قابل اعتماد را در جایی که وجود ندارند، اختراع کند.
زمینه (Context)
مقایسه برندهای آرایشی بینالمللی با محصولات داخلی.
چه چیزی تغییر کرد؟
پایگاه دادههای رنگی ممکن است به دارایی ارزشمندتری نسبت به خودِ تکنولوژی رندرینگ تبدیل شود.
آزمایش بعدی
ارزیابی این موضوع که آیا انتخاب و گلچین کردن محصولاتِ قابل اعتماد، میتواند نقص و تناقض در دادههای محصول را جبران کند یا خیر.
هر یادداشت میدانی (Field Note)، تصمیم واقعی گرفتهشده در طول ساخت IMIXAR را ثبت میکند. برخی از ایدهها زنده میمانند و برخی دیگر نه؛ اما در هر صورت، این یادداشتها باقی خواهند ماند.