یادداشت میدانی #۰۰۷
وقتی ساخت IMIXAR را شروع کردم، نگاه سادهای به رابطه بین محصول و کاربران داشتم.
ما چیزی میسازیم.
کاربران از آن استفاده میکنند.
و ما هرچند وقت یک بار آن را بهبود میدهیم.
اما ساختن یک محصول در بازاری نامطمئن، یک فرآیند یکطرفه نیست.
کاربران فقط مخاطب محصول نیستند،
بلکه منبع دانشی هستند که خودِ محصول را شکل میدهد.
از میان صدها بازخورد مشتریان، تصویر متفاوتی شکل گرفت.
دغدغه اصلی مردم، درخواست تکنولوژی بهتر نبود؛
آنها میپرسیدند:
«آیا این رنگ همانطور که انتظار دارم دیده خواهد شد؟»
«آیا این محصول روی من جلوه درستی دارد؟»
«آیا میتوانم قبل از خرید، به چیزی که میبینم اعتماد کنم؟»
مسئله فقط انتخاب یک محصول نبود،
مسئله «عدم قطعیت» بود.
هر سوال، هر تست و هر عدم تطابقی میان انتظار و واقعیت، یک سیگنال است.
سیگنالی که به یادگیری سیستم کمک میکند.
تجربه کاربر
↓
آزمایش
↓
یادگیری
↓
پیشبینی بهتر
↓
اطمینان بیشتر
مزیت رقابتی بلندمدت IMIXAR صرفاً از یک الگوریتم حاصل نخواهد شد،
بلکه از درک این نکته به دست میآید که محصولات زیبایی در موقعیتهای واقعی، روی افراد واقعی و با انتظارات واقعی چگونه جلوه میکنند.
کاربران صرفاً مشتری نیستند. آنها خودِ سیستم یادگیری هستند.
زمینه (Context)
تغییر مسیر IMIXAR از ساخت یک ویژگی صرف برای تست مجازی (Virtual Try-on)، به سمت ایجاد سیستمی که از تجربیات واقعی کاربران یاد میگیرد.
چه چیزی تغییر کرد؟
کاربر دیگر صرفاً به عنوان دریافتکننده نهایی محصول دیده نمیشود. کاربر به بخشی از فرآیند بهبود آن تبدیل میشود.
آزمایش بعدی
جمعآوری مقایسهها، سوالات و بازخوردهای دنیای واقعی برای درک اینکه پیشبینیها کجا با واقعیت مطابقت دارند و کجا نیاز به بهبود است.
هر یادداشت میدانی (Field Note)، تصمیم واقعی گرفتهشده در طول ساخت IMIXAR را ثبت میکند. برخی از ایدهها زنده میمانند و برخی دیگر نه؛ اما در هر صورت، این یادداشتها باقی خواهند ماند.